به برنامهی خودم وفادار نبودم. ترجمهی توضیح صحنههای نمایشنامه مونده و موندم بیست روز تا ددلاین یعنی هیچ.
دیروز رفتم پارک یک آدم جدید دیدم و ناهار نخورده ام رو بردم اونجا. کوکوی بدون تخم مرغ ناهار او تخم مرغ آبپز بود و من لب نزدم از بی شعوری خودم بدم اومده بود ولی نمی تونستم تخم مرغ و سس سفید بخورم.